تبليغاتX
نگاه شخصی من

نگاه شخصی من

سینما

 

 

معرفی فیلم: خیلی دور،خیلی نزدیک

 

کارگردان: رضا میرکریمی

 

 **********************

 

         

خلاصه داستان: محمود عالم فوق تخصص مغز و اعصاب است. او برعکس کارش در روابط خانوادگی مرد موفقی نیست. همسرش نیز در خارج از کشور زندگی می کند. در زمینه ی اعتقادات مذهبی نیز چندان متعهد نیست. محمود مدتی است که از سردرد های پسرش سامان نگران است. همکارش به او می گوید که سامان تومور مغزی  بسیار وخیمی دارد. پسرش سامان و دوستش نگین که علاقه ی شدیدی به نجوم دارند برای یک مسابقه با یک گروه نجوم از شهر خارج می شوند. محمود نیز به دنبال پسرش می رود تا او را برگرداند و در این سفر با دنیایی متفاوت با آنچه برای خود ساخته بود روبرو می شود.  

 

**********************

فیلم تحسین شده میر کریمی موضوعی را دنبال می کند که در این دوران بسیاری از انسانها بدان مبتلا شده اند، پوچی . این فیلم با محور قرار دادن پزشکی  که در درمان فرزندش ناتوان است، خواسته هر چه بیشتر شرایط را برای طغیان روحی شخصیت اصلی فیلم فراهم کنند. بیماری فرزند و تلاش برای یافتنش شرایطی را به وجود می آورد تا پدر در تنهایی خود، بیشتر به آن چیزهایی بیاندیشد که تا بحال بدان ها نمی اندیشید، خدا کیست ؟ کجاست ؟ من که هستم ؟ و مسائلی که او را تا سرحد کفر پیش می برد. کفری که از ناتوانی و عجزش حاصل شده است. دکتری که بیماران بسیاری را از مرگ حتمی نجات داده ، اکنون در درمان عزیزترین کس خود ناتوان است و اشک هایش که از سر تسلیم شدن در برابر سرنوشت و قبول ضعفش جاری می شود، پذیرفتن این حقیقت را نشان می دهد که او آن چیزی که فکر می کرده نیست ؛ و ایجاست که اولین نشانه های تحول در او به وجود می آید. و زمانی که خود حضور مرگ را احساس می کند و خود را تسلیم آن می بیند، معجزه ای او را تطهیر می کند، گویا بازگشت نوار دوربین به عقب در حقیقت برگشت قهرمان ما به گذشته ای است که آن را فراموش کرده است. گذشته شیرینی که نگاه تلخ حال را برای او بجا گذاشته است. و در آخر زمانی که پسرش برای نجات او دستش را بلند می کند، میتوان آن را دستی یاری ای دانست که از آسمان بسوی او بلند می شود و نشان دهنده ی فرصتی دوباره و بازگشت او به حقیقتی است که آن را از دست داده بود. و آن ایمان است، ایمان.

نکته ای که در خیلی دور خیلی نزدیک نظرم را بسیار جلب کرد فیلمبرداری تاثیر گذارش بود که حس تنهایی و بحرانی که شخصیت اصلی فیلم گرفتار آن است را به خوبی نمایش می دهد. از نظر من خیلی... فیلمی جشنواره ای بود که چندان مناسبتی با مضامین مورد قبول آکادمی اسکار نداشت. و انتخاب آن به عنوان نماینده ایران در این مراسم کار چندان پسندیده ای نبود ؛ و همه دیدیم که نبود !

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 17:31  توسط محمود  | 

 
 
آفسايد
شاهرخ گلستان

جعفر پناهی آخرين مراحل فنی فيلم تازه اش "آفسايد" را که به مسئله ممنوعيت حضور زنان در ورزشگاه ها و بخصوص تماشای مسابقات فوتبال می پردازد، در پاريس به انجام رساند و آن را آماده نمايش کرد.
جعفر پناهی در پاريس اين امکان را به من داد تا فيلمش را ببينم و با او گفتگويی داشته باشم. فيلم آفسايد با اينکه به اهميت دو فيلم قبلی او "دايره" و "طلای سرخ" نيست اما فيلمی گيرا و ديدنی است؛ بخصوص که هيجان فوتبال و شور دختران جوانی که سعی می کنند با شکل پسرانه خود را به ورزشگاه آزادی برسانند، بر گرمای آن افزوده است.


از همان آغاز که دختری با پوشش پسرانه و صورت رنگ کرده می خواهد بليتش را در بازار سياه بخرد و فروشنده که متوجه دختر بودن او می شود پول بيشتری برای بليت مطالبه می کند و دختر می پردازد، تماشاگر وارد ماجرايی می شود که به عاقبت کار دختر پيوند دارد.
در ميان صدها دختری که می توانند خود را به داخل ورزشگاه برسانند، چند نفری شناسايی و دستگير می شوند و فيلم ماجراهای همين دستگيرشدگان است.


دختران را در انتظار اتوبوسی که بايد آنها را به بازداشتگاه ببرد، پشت ديوار جايگاه تماشاچيان روی زمين نشانده اند و دو- سه سرباز وظيفه را که از روستاهای شمال ايران هستند و با دختران جوان و درس خوانده تهرانی در تضاد فکری کامل قرار دارند، مامور مراقبت از آنها کرده اند.
دفاعی که اين دختران جوان از حقانيت خودشان می کنند و متانتی که در رفتار و گفتارشان است، از آنها شخصيتی احترام برانگيز ساخته است.
در صحنه هايی که دختران دستگير شده را در ميان نرده های آهنی تحت نظر می بينيم فقط صدای استاديوم و فريادهای تماشاگران هيجان زده شنيده می شود. اما تماشاگر فيلم بدون ديدن تصاويری از بازی فوتبال همچون دختران محروم شده در حسرت تماشاست.
پناهی می گويد:" اگر وارد استاديوم می شديم و بازی را نشان می داديم، به پرسوناژهای فيلممان نوعی بی احترامی کرده بوديم. آنها نمی توانند بازی را ببينند پس ما نهايتا با آنها هستيم و با آنها جلو می رويم."
"به اين طريق می توانيم آن احساس و آن التهاب و آن له لهی که دختران می زنند که برای يک لحظه هم شده بتوانند بازی را ببينند، همان التهاب و همان حسرت را در دل تماشاگر فيلم هم بگذاريم."


فيلم صحنه های غافلگير کننده بسياری دارد مثل دختری که برای پوشش مردانه از لباس ارتشی استفاده کرده و حالا به عنوان مجرم به او دستبند هم زده اند و يا دردسرهايی که به علت عدم وجود توالت زنانه در يک ورزشگاه صد هزار نفری، برای يکی از دختران و سرباز مراقبش پيش می آيد.
ديالوگ های خوب و لهجه های پرسوناژها از جمله امتيازات فيلم است. پناهی گفت: "فيلمنامه و ديالوگ ها را من و شادمهر راستين با هم نوشتيم ولی در سر صحنه تغييراتی می کرد. مثلا يکی از سربازهايمان را که از تبريز آورده بودم، يادم هست يک پلان را 29 بار گرفيتم و او در هيچکدام از اين 29 برداشت شبيه هم حرف نزد. می توانم بگويم ديالوگها، ديالوگ های من و شادمهر راستين است به اضافه بازيگر!"
صحنه های پايانی فيلم که اتوبوس حامل دختران دستگير شده به ميان جمعيت هيجان زده از پيروزی تيم ايران می رسد و شادی و رقص و پايکوبی مردم و آنچه در اتوبوس دختران می گذرد، با فيلمبرداری خوب محمود کلاری از آثار به يادماندنی سينمای ايران است.
پناهی اميدوار است که بتواند فيلم آفسايد را قبل از بازی های جام جهانی به نمايش بگذارد: "من مطمئنم که اين فيلم می تواند يک تلنگر درست و حسابی باشد برای يافتن راهی که زن ها هم بتوانند به استاديوم ها بروند و بازی هايی را که دوست دارند تماشا کنند."
دو فيلم قبلی جعفر پناهی دايره برنده جايزه معتبر شير طلايی جشنواره ونيز و طلای سرخ برنده جايزه نوعی نگاه جشنواره کن هنوز موفق به دريافت مجوز نمايش در ايران نشده است.
در پاسخ سئوال من در باره سرنوشت اين دو فيلم پناهی گفت:" واقعيت اين است که می شود فيلم ها را در ايران نشان داد منتهی بايد در آنها دخل و تصرف کرد و دلم اين را نمی خواهد و فکر می کنم هموطنانم حق دارند فيلم را همان گونه ببينند که در دنيا نشان داده می شود."
"من يک فيلمساز مستقلم و فيلم "تاريخ مصرف دار" نساخته ام. شايد از نظر مادی به ضرر من باشد اما من از آن می گذرم تا روزی که مردم فيلم را همانگونه ببينند که بايد ببينند."

به نقل از سايت سينمای ما

٢٠:٥٤ ٢٩/١٠/١٣٨٤
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 16:43  توسط محمود  | 

JavaScript Codes