تبليغاتX
نگاه شخصی من

نگاه شخصی من

سینما

معرفي فيلم: ماريا سرشار از محبت

 

Maria Full of Grace

بازيگران:  کاتالينا سانديينو مورنو- يني پائولا وگا

کارگردان: جاشوا مارستون

زمان: 101 دقيقه

کلمبيا- آمريکا 2004

 

 **********************

خلاصه داستان: ماريا (کاتالينا مورنو ) دختري است که در شرکت تهيه گل کار مي کند. بر اثر رابطه اي نامشروع ناخواسته حامله مي شود. او با رئيسش اختلاف پيدا کرده و از کارش استعفا مي دهد. براي کار به بوگوتا مي رود و به پيشنهاد يکي از دوستانش وارد کار قاچاق مي شود. ماريا ناچار است بسته هاي هروئين را بلعيده و آنها را تا آمريکا حمل کند. دوست نزديکش بلانکا ( يني وگا) هم وارد باند قاچاق مي شود. آنها به همراه دختري بنام لوسي به نيويورک مي روند و در خانه ي توزيع کنندگان اقامت مي کنند. قبل از بيرون آوردن مواد، يکي از بسته هاي هروئين در شکم لوسي پاره شده و  شرايط جسمي لوسي بهم مي خورد. توزيع کنندگان هم براي از بين نرفتن مواد، شکم لوسي را پاره و او را مي کشند. ماريا و بلانکا از ماجرا مطلع مي شوند و فرار مي کنند. آنها به نزد خواهر لوسي مي روند ولي سرانجام ناچار به بازگشت به اقامتگاه خود مي شوند، مواد را تحويل مي دهند و پول خود را دريافت مي کنند. و به فرودگاه مي روند ولي ماريا در ميانه را منصرف مي شود و تصميم مي گيرد تا مانند خواهر لوسي فرزندش را در آمريکا و بدور از خشونت کلمبيا به دنيا بياورد و بلانکا تنها باز مي گردد.

 

                                

 

                                            **********************

تصوير زيبايي از دختري کلمبيايي  که ناخواسته حامله مي شود، کارش را از دست مي دهد و در اوج ناميدي در دام دللالان مواد مخدر مي افتد. کاتالينا سنديينو مورنو  در نقش دختري فروتن و کوشا حس ترحم و همدردي بيننده را بخوبي بر مي انگيزد. او دنيايي گرفته و پر از غم  و اندوه را بوجود مي آورد که بيننده را همراه خود غرق در آن مي کند. مورنو با ايفاي اين نقش توانست اولين زن اسپانيولي زباني باشد که در یک نقش اسپانیولی زبان توانسته نامزد جايزه اسکار شود و شايد به ناحق از رسيدن به آن باز بماند.

چهره اي که مارستون از ماريا به ما نشان مي دهد تصوير يک قرباني است قرباني فقر و فساد، ولي ماريا سعي در فرار از اين واقعيت دارد به همين جهت است که براي رهايي از اين وضعيت براحتي وارد باندهاي قاچاق مي شود. و زماني از کرده ي خود پشيمان مي شود که در کشور ديگري است. اکنون مارستون ما را به همدردي با دختري وا مي دارد که اساسا کار او نادرست بوده چه در حامله شدن و رابطه نامشروع و چه در حرفه اي که براي رسيدن به آرزوهايش انتخاب کرده است.

روايت فيلم کمي کند و آرام است ولي اين شيوه روايت هيچوقت سبب خستگي و کسالت نمي شود و در تمام طول فيلم تماشاگر را با خود همراه مي کند. فيلمبرداري بسيار زيبا و سنجيده و رئال فيلم هم ما را هرچه بيشتر به دنياي ماريا مي برد. تصويري که مارستون از نيويورک به ما نشان مي دهد با آنچه تا به قبل از اين کلان  شهر دیده بوديم کاملا متفاوت است، چيزي متفاوت با آن کلان شهر روياها. البته در فيلم چندان به آمريکايي بودن اين شهر پرداخته نمي شود و تمامي اشخاصي که در اين شهر به ما معرفي مي شوند کلمبيايي هاي مقيم آمريکا هستند.

فيلمنامه ي مارستون بسيار قدرتمند و واقعي نوشته شده است و هر صحنه به تنهايي کشش لازم را ايجاد کرده و تاثير خود را بر بيننده مي گذارد. مخصوصا صحنه ي پاياني که بلوغ ماريا را در تصميمي که براي آينده خود مي گيرد نشان مي دهد با حرکتي آهسته از راه رفتن ماريا که به عنوان بندي پاياني مي انجامد. ما هم براي ماريا و بلانکا احساس تاسف مي کنيم ولي کمکي به ماريا و دختراني مثل او که از سر فقر ناچار به حمل مواد هستند نمي توانيم بکنيم. دختراني که بارها بايد بسته هاي مواد را ببلعند و خطر مرگ را بپذيرند تا به آمريکا آمده ، آنها را تحويل داده و  بازگردند و دوباره اين عمل را تکرار کنند و در نهايت نيز عاقبتي جز آنچه براي لوسي روي داد در انتظارشان نباشد.

اين اثر فيلمي واقع گرا و کاملا رئال و بدور از تظاهر است که فساد ، خشونت و فراگيري مواد مخدر و بي رحمي دللالان مواد مخدر را در جامعه ي کلمبيا به وضوح نمايش مي دهد.  کساني که براي حفظ سرمايه خود  دست به هر کاري مي زنند. اين حقيقت جامعه کلمبيا را از انتخاب ماريا براي ماندن در آمريکا، در کشوري بيگانه، با آينده اي نامشخص و مبهم و بدنيا آوردن فرزندش در جايي بدور از خشونت کلمبيا بخوبي درک مي کنيم. و شاید بتوان گفت که این فیلم بر پایه ی یکی از هزاران داستان واقعی است که در کلمبیا روی داده است.

 

**********************

جوايز فيلم:

 

http://www.imdb.com/title/tt0390221/awards

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 23:51  توسط محمود  | 

معرفي فيلم: ماريا سرشار از محبت

 

Maria Full of Grace

بازيگران:  کاتالينا سانديينو مورنو- يني پائولا وگا

کارگردان: جاشوا مارستون

زمان: 101 دقيقه

کلمبيا- آمريکا 2004

 

 **********************

خلاصه داستان: ماريا (کاتالينا مورنو ) دختري است که در شرکت تهيه گل کار مي کند. بر اثر رابطه اي نامشروع ناخواسته حامله مي شود. او با رئيسش اختلاف پيدا کرده و از کارش استعفا مي دهد. براي کار به بوگوتا مي رود و به پيشنهاد يکي از دوستانش وارد کار قاچاق مي شود. ماريا ناچار است بسته هاي هروئين را بلعيده و آنها را تا آمريکا حمل کند. دوست نزديکش بلانکا ( يني وگا) هم وارد باند قاچاق مي شود. آنها به همراه دختري بنام لوسي به نيويورک مي روند و در خانه ي توزيع کنندگان اقامت مي کنند. قبل از بيرون آوردن مواد، يکي از بسته هاي هروئين در شکم لوسي پاره شده و  شرايط جسمي لوسي بهم مي خورد. توزيع کنندگان هم براي از بين نرفتن مواد، شکم لوسي را پاره و او را مي کشند. ماريا و بلانکا از ماجرا مطلع مي شوند و فرار مي کنند. آنها به نزد خواهر لوسي مي روند ولي سرانجام ناچار به بازگشت به اقامتگاه خود مي شوند، مواد را تحويل مي دهند و پول خود را دريافت مي کنند. و به فرودگاه مي روند ولي ماريا در ميانه را منصرف مي شود و تصميم مي گيرد تا مانند خواهر لوسي فرزندش را در آمريکا و بدور از خشونت کلمبيا به دنيا بياورد و بلانکا تنها باز مي گردد.

 

                                

 

                                            **********************

تصوير زيبايي از دختري کلمبيايي  که ناخواسته حامله مي شود، کارش را از دست مي دهد و در اوج ناميدي در دام دللالان مواد مخدر مي افتد. کاتالينا سنديينو مورنو  در نقش دختري فروتن و کوشا حس ترحم و همدردي بيننده را بخوبي بر مي انگيزد. او دنيايي گرفته و پر از غم  و اندوه را بوجود مي آورد که بيننده را همراه خود غرق در آن مي کند. مورنو با ايفاي اين نقش توانست اولين زن اسپانيولي زباني باشد که در یک نقش اسپانیولی زبان توانسته نامزد جايزه اسکار شود و شايد به ناحق از رسيدن به آن باز بماند.

چهره اي که مارستون از ماريا به ما نشان مي دهد تصوير يک قرباني است قرباني فقر و فساد، ولي ماريا سعي در فرار از اين واقعيت دارد به همين جهت است که براي رهايي از اين وضعيت براحتي وارد باندهاي قاچاق مي شود. و زماني از کرده ي خود پشيمان مي شود که در کشور ديگري است. اکنون مارستون ما را به همدردي با دختري وا مي دارد که اساسا کار او نادرست بوده چه در حامله شدن و رابطه نامشروع و چه در حرفه اي که براي رسيدن به آرزوهايش انتخاب کرده است.

روايت فيلم کمي کند و آرام است ولي اين شيوه روايت هيچوقت سبب خستگي و کسالت نمي شود و در تمام طول فيلم تماشاگر را با خود همراه مي کند. فيلمبرداري بسيار زيبا و سنجيده و رئال فيلم هم ما را هرچه بيشتر به دنياي ماريا مي برد. تصويري که مارستون از نيويورک به ما نشان مي دهد با آنچه تا به قبل از اين کلان  شهر دیده بوديم کاملا متفاوت است، چيزي متفاوت با آن کلان شهر روياها. البته در فيلم چندان به آمريکايي بودن اين شهر پرداخته نمي شود و تمامي اشخاصي که در اين شهر به ما معرفي مي شوند کلمبيايي هاي مقيم آمريکا هستند.

فيلمنامه ي مارستون بسيار قدرتمند و واقعي نوشته شده است و هر صحنه به تنهايي کشش لازم را ايجاد کرده و تاثير خود را بر بيننده مي گذارد. مخصوصا صحنه ي پاياني که بلوغ ماريا را در تصميمي که براي آينده خود مي گيرد نشان مي دهد با حرکتي آهسته از راه رفتن ماريا که به عنوان بندي پاياني مي انجامد. ما هم براي ماريا و بلانکا احساس تاسف مي کنيم ولي کمکي به ماريا و دختراني مثل او که از سر فقر ناچار به حمل مواد هستند نمي توانيم بکنيم. دختراني که بارها بايد بسته هاي مواد را ببلعند و خطر مرگ را بپذيرند تا به آمريکا آمده ، آنها را تحويل داده و  بازگردند و دوباره اين عمل را تکرار کنند و در نهايت نيز عاقبتي جز آنچه براي لوسي روي داد در انتظارشان نباشد.

اين اثر فيلمي واقع گرا و کاملا رئال و بدور از تظاهر است که فساد ، خشونت و فراگيري مواد مخدر و بي رحمي دللالان مواد مخدر را در جامعه ي کلمبيا به وضوح نمايش مي دهد.  کساني که براي حفظ سرمايه خود  دست به هر کاري مي زنند. اين حقيقت جامعه کلمبيا را از انتخاب ماريا براي ماندن در آمريکا، در کشوري بيگانه، با آينده اي نامشخص و مبهم و بدنيا آوردن فرزندش در جايي بدور از خشونت کلمبيا بخوبي درک مي کنيم. و شاید بتوان گفت که این فیلم بر پایه ی یکی از هزاران داستان واقعی است که در کلمبیا روی داده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 11:32  توسط   | 

 

 

معرفي فيلم:  کريمر عليه کريمر

 

Kramer vs. Kramer

 

بازيگران: داستين هافمن-مريل استريپ

کارگردان: رابرت برتن

زمان: ۱۰٥دقيقه

آمريکا ١٩٧٩  

 **********************

 

خلاصه داستان:

 تد کريمر(هافمن) در يک شرکت تبليغاتي کار مي کند. و مدتهاست که توجه زيادي به خانواده اش ندارد. شبي پس از موفقيت در بستن يک قرارداد بزرگ، زماني که به خانه مي آيد متوجه مي شود که همسرش جوانا (استريپ) مي خواهد او را ترک کند. جوانا ، تد و پسرشان، بيلي را رها مي کند و شبانه از خانه مي رود ، تد هم نمي تواند مانع او شود. با گذشت زمان تد عوض مي شود و رابطه ي عاشقانه اي ميان او و پسرش به وجود مي آيد. در حالي که ١٨ ماه از جدايي او و جوانا مي گذرد، ناگهان جوانا برميگردد و به تد مي گويد که بيلي را مي خواهد؛ تد مخالفت کرده و جوانا به دادگاه شکايت مي کند.

دادگاه راي به سرپرستي مادر مي دهد. ولي جوانا که علاقه ي بيلي به پدرش را مي بيند از اين کار منصرف مي شود.

                           

 

                                             **********************

 

کريمر عليه کريمر داستان تغيير و تحول دو انسان است. تحول نه براي فرزند بلکه براي خانواده . پدر آنقدر غرق شغل خود شده است که از همسر و پسرش کاملا دور مي افتد و مادر آنقدر به خانه مي انديشد که ديگر، آن را غير قابل تحمل مي بيند و تنها راه خودکشي نکردن را ترک خانه مي داند. اين جدايي براي تحول هر دوي آنها لازم است تحولي که آنها را در مقابل هم قرار مي دهد براي تصاحب آنچه که به هر دوي آنها تعلق دارد يعني فرزندشان.

هافمن به خاطر ايفاي چنين نقشي موفق به دريافت اسکار بهترين بازيگر مرد شد. استريپ هم با حضور هرچند کوتاه خود اسکار بازيگر زن مکمل را دريافت کرد. کريمر عليه کريمر اسکار بهترين فيلم و بهترين کارگرداني و بهترين نويسندگي را هم تصاحب کرد.

 


 

 

معرفی فیلم: هویت

 

Identity

بازیگران: جان کیوزاک-ری لیوتا- آماندا پیت

کارگردان: جیمز منگولد

زمان: 100 دقیقه

امریکا 2003  

 

 **********************

خلاصه داستان: در شبی بارانی عده ای برحسب اتفاقاتی غیر مترقبه که بهم مروبط است به یک متل پناه می آورند.اکنون 11 نفر در متل حضور دارند. یک بازیگر زن و محافظش،یک پلیس و زندانی اش،یک دختر بدکاره،یک خانواده ی سه نفره ،یک زوج حوان و صاحب هتل. با کشته شدن یکی از آنان اوضاع بهم می ریزد.در مدتی کوتاه نفر دومی کشته می شود، قاتل نشانه هایی برای آنها می گذارد، او برای هر جسد شماره ای می گذارد. نفر اول 10، نفر دوم 9 و ...این به معنای کشته شدن 8 نفر دیگر است و اینکه قاتل همان نفر یازدهم است.

 

                                          

 

***********************

هویت فیلمی جذاب و سرگرم کننده است. اين فيلم رو مي توان به نوعي الهام گرفته از اثر مشهور آگاتاكريستي بنام "ده بچه ي زنگي" دانست. رماني كه رنه كلر هم به اقتباس البته نچندان وفادار "و سپس كسي آنجا نبود" از آن پرداخته بود . منگولد ذهن تماشاگر فیلمش را به جهات مختلفی سوق می دهد، که همه ی آنها از حقیقت بدورند. گاهی قاتل را نیرویی فرا طبیعی معرفی می کند گاهی آن را فردی دو شخصیتی نشان می دهد و گاهی داستان را یک ماجرای پلیسی عادی تعریف می کند. در حقیقت او بیننده ی فیلمش را بازی می دهد. منگولد در طول فیلم نشانه هایی به تماشاگر می دهد تا با آنها قاتل را بیابد ولی این نشانه ها برای بیننده ای که غرق در فیلم است ناپیداست( البته همه ی این نشانه ها در آخر فیلم به طور فست موشن نمایش داده می شود  تا تماشاگر هر چه بیشتر شوکه شود).پس از پایان فیلم مدتی در شوک انتهای آن هستیم،با گذشت ساعتی پایان آن را غیر منطقی و سطحی می بینیم و بعد چند روز از هویت جز همان هیجان زود گذر چیزی بیاد نمی آوریم.

هویت فیلمیه که خیلی زود از یاد میروه، پس بهتره بیشترین لذت رو موقع دیدنش ببرین!

 

 


 

 

معرفی فیلم: Gia

 

بازیگران: آنجلینا جولی- الیزابت میکلا- اریک مایکل کول

کارگردان: مایکل کریستوفر

زمان: 120 دقیقه

امریکا 1998  

 

 **********************

خلاصه داستان: جیا (آنجلینا جولی ) دختری پر جنب و جوش و خوشگذران که در رستوران پدرش کار می کند. او از اینکه سوژه عکاسان باشد بسیار خوشحال می شود. در رستوران با پسری بنام تی.جی (اریک مایکل کول)  آشنا می شود و به همرا او به نیویورک می رود و در آنجا به عنوان مدل عکاسان شروع بکار می کند در محل کار با دختری به نام لیندا (الیزابت میکلا) آشنا می شود.تی.جی از نوع زندگی جیا راضی نیست و او را ترک می کند و جیا نیز نمی تواند مانع او شود. برای فرار از تنهایی از لیندا می خواهد تا با هم زندگی کنند. لیندا هم که شرایط نا مساعد روحی جیا را می بیند قبول می کند. در مدت کوتاهی دوستی آنها به رابطه ای جنسی تبدیل می شود. از طرفی جیا به مواد مخدر نیز رو می آورد. لیندا سعی می کند تا جیا را از این نوع رابطه منصرف کند ولی جیا به او به چشم معشوقه اش نگاه می کند. لیندا نیز برای تغییر این وضعیت به جیا می گوید که به مردی علاقه مند شده و جیا را ترک می کند. جیا که اکنون شخص مشهوری شده است به شدت درگیر اعتیاد می شود حتی به تزریق روی می آورد. درمانده و بیمار به لیندا پناه می برد و لیندا شرط بازگشتش را کنار گذاشتن اعتیاد بیان می کند. جیا قبول می کند ولی پنهانی به مصرف مواد ادامه می دهد. لیندا دوباره او را ترک می کند. جیا به خاطر شرایط بد جسمی اش کم کم شهرت و محبوبیت خود را از دست می دهد. او دیگر در وضع فلاکتباری در خانه اش زندگی می کند ولی ناگهان دوست قدیمی اش تی.جی بر می گردد و او را مجبور به ترک اعتیاد می کند. جیا قبول می کند و بعد از مدتی کاملا پاک می شود ولی اکنون که اعتیاد را فراموش کرده، دچار مشکلی دیگر می شود، پزشکان به او می گویند که دچار ایدز شده است. او با قبول این مسئله به دوستش لیندا سر می زند و از او بخاطر همه ی کارهای بدش عذر خواهی می کند و بعد از مدتی در بیمارستان جانش را از دست می دهد.

 

                            

***********************

جیا داستان زندگی مدلی است که به عقیده ی دوستدارانش مدلی "متفاوت برای مردمی متفاوت" بود. داستان زندگی دختری که هیچ علاقه ای به برقراری ارتباط با مردان نداشت و تنها لیندا را عشق خود می دانست او شیفته ی شهرت بود و بزرگترین اشتباهش نیز اعتیاد بود. اعتیادی که همه چیزش را از او گرفت ابتدا لیندا ، سپس شهرتش و در آخر جانش. داستان زندگی جیا برای همه ی دوستدارانش تلخ و دردناک است ولی خود جیا پایان زندگی اش را تلخ نمی دانست او این پایان را خواست خدا و راه رهایی اش می دانست و معتقد بود که که این دنیا برای او بسیار کوچک است و خدا او را به دنیایی که می تواند خواسته هایش را در آن برآورده کند می برد. جولی بسیار طبیعی و زیبا نقش چنین شخصیتی را ایفا کرد دختری ناآرام که با دیگران فرق داشت و این تفاوتش را نیز اثبات کرد. بازی الیزابت میکلا در نقش لیندا فوق العاده بود. دختری که بر خلاف میلش و فقط برای کمک به جیا زندگی اش را فدای خواسته های جیا می کرد.

جیا فیلمی با ساختاری مستند و تلویزیونی است که بر اساس گفته های نزدیکان و خاطرات شخصی اش ساخته شده است. این فیلم برنده دو جایزه گلدن گلوب نیز شد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 21:57  توسط محمود  | 

JavaScript Codes