دربـاره ی فلینــــی و فیلـــم هایش :
فدریکو فلینی کارگردان انسان گرای ایتالیایی در زمره ی شخصی سازترین فیلمسازانی می باشد که تاکنون در سینما ظهور پیدا کرده است. او در جایی گفته است که:" اگر بخواهم فیلمی درباره ی روح بسازم آن را درباره ی خودم خواهم ساخت". فلینی مدتی را در مدارس مذهبی تحصیل کرد و تاثیر آن دوره از زندگی اش را در آثارش بخوبی می توان دید، او با وجود حرمتی که در فیلمهایش به ابعاد روحانی کلیسا می گذارد، از وضعیت کلیسا انتقاد می کند. فیلم"روشناییهای واریته"(1950) آغاز فعالیت کارگردانی فلینی بود. او "شیخ سفید"(1951) و "ولگردها"(1953) را هم در آن دوره ی ابتدایی ساخت. که اولی یک کمدی درباره ی مسائل زنان و دومی یک درام کمدی درباره ی بی هدفی زندگی عده ای پسر جوان است. در آثار اولیه اش به طور محسوس از سبک نئو رئالیست آن زمان ایتالیا پیروی می کرد در عین حال علاقه ی شخصی اش یعنی طنز دلقک مابانه را در فیلمهایش به آشکار به کار می برد. فلینی با ساخت "جاده" به شهرت جهانی رسید. او در این اثر که داستان زنی است جوان و معصوم که به یک مرد خانه به دوش و خشن که یک سیرک سیار دارد فروخته می شود. او در این اثر از نماهای سوررئال بسیار استفاده کرد و بعد ها متهم به نقض اصول نئورئالیسم شد. این فیلم در حقیقت اولین شاهکار فلینی در روایت شاعرانه و معنا دار دو روح سرگردان به سوی رستگاری است. او پس از دو فیلم ناموفق " کلاهبردار" و شبهای کابیریا" ، دو اثر بیاد ماندنی به جا گذاشت، " زندگی شیرین" و "هفت و نیم" .
زندگی شیرین(1959) فیلمی سه ساعته درباره جامعه ی معاصر ایتالیاست که از دید یک روزنامه نگار است. زندگی شیرین به موفقیت بزرگی در بین مردم و منتقدین دست یافت ولی کلیسا بخاطر انتقاد های گزنده و نیش دارش از جامعه ی ایتالیا این فیلم را مورد سرزنش فراوان قرار دادند. فلینی به عنوان یک فیلمساز منتقد پس از آن خود را زیر نظر تیزبینانه ی و حساس جامعه ی بین المللی احساس می کرد که بی صبرانه منتظر فیلم بعدی او بودند.
فیلم 5/8(1963) ریسکی بزرگ بود فیلمی با قواعد سورئال که در آن هیچ مرزی بین رویا و واقعیت وجود نداشت. فیلم به زندگی کارگردان مشهوری می پردازد که نمی داند چه فیلمی بسازد و با آشفتگی ها و سردرگمی هایش روبرو می شود، در این اثر هم فلینی مانند زندگی شیرین از " مارچلو ماسترویانی" برای نقش اول استفاده کرد. فیلم بعدی اش "جولیای ارواح" (1965) بود که اولین فیلم تمام رنگی او محسوب می شود این فیلم منتقدان فلینی که او را فردی خودخواه می دانستند را به تحسینش وا داشت. فیلمی که به بررسی روح وروان زنی رنج کشیده از طبقه بالای اجتماع می پرداخت. او برای این فیلم از "ماسینا" بازیگر فیلمهای ابتدایی اش که تقریبا در دوران افول کارنامه هنری اش بود استفاده کرد. این فیلم امروزه حتی از گذشته هم تاثیر گذار تر است سکانس خاطره ی جولیا از یک مراسم مذهبی در مدرسه که توسط یک راهبه ی سادیست هدایت می شود از به یاد ماندنی ترین و رعب آور ترین صحنه های تاریخ سینما ی جهان است. فیلم بعدی اش " ساتریکن" یکی از اوهام انگیز ترین آثار او بود. خود فلینی آن را فیلمی علمی-تخیلی مربوط به گذشته می دانست. این فیلم منتقدان فلینی را به دو دسته تقسیم کرد، گروهی که لذت گرایی و خودخواهی فلینی را از کنترل خارج شده می دانستند و دسته ای که بر این باور بودند این فیلم اوج زیبایی شناسی سینمای دهه ی 60 است. پس از ساتریکن او از موفقیتهای عظیم جهانی اش فاصله گرفت. فیلمهای "دلقکها"(1971) و "ترین ارکستر"(1979) از آثار این دوره ی اوست.
شاید مهمترین اثر فلینی بعد از ساتریکن فیلم"آمارکورد"(1974) باشد که نشانگر وسوسه اش برای بیان زندگی شخصی اش بود و بی شک اثری تاثیرگذار می باشد. آمارکورد چهارمین فیلم فلینی است که اسکار بهارین فیلم خارجی را نصیبش کرد.در دهه ی 80 او برای یافتن پشتوانه ی مالی برای فیلمهایش به شدت در تنگنا قرار داشت. عدم ساخت فیلمهای مطرح و کاهش شهرتش موجبات آن را فراهم کرد که منتقدانش ضعف او را ناشی از خودخواهی اش قلمداد کنند. فیلمهای بعدی او "کازانوا"(1976) و " و کشتی به راهش ادامه می دهد"(1984) و "مصاحبه"(1987) بودند. بی شک فلینی یکی از بزرگترین منتقدان انحطاط اخلاقی انسان در عصر مدرنیسم است که اشرافیت پوسیده، خرافات و مذهب ریاکارانه کلیسای غرب را ریشخند کرده و به ذات معصوم انسانی ارج می نهد. آخرین فیلم کامل وی "آوای ماه"(1989) است که به نظر منتقدان سوررئالتریت فیلم فلینی به شمار می آید. فیلمی پر از ارجاعهای متعدد افکار آنی و لحظه ای و بهترین اثری که می توان آنرا در انتهای کارنامه کارگردانی که فیلمهایش با غم و شادی سیرک عجیب و غریب زندگی عجین شده است، آورد. فلینی در سال 1993، اسکار افتخاری یک عمر فعالیت هنری را دریافت کرد.
در اوت همان سال فلینی دچار سکته شد و پس از حمله ی قلبی در اکتبر به کما رفت. او در 31 اکتبر در سن 73 سالگی و تنها یک روز پس از جشن پنجاهمین سالگرد ازدواجش با ماسیناد چشم از جهان فرو بست. در مراسم تشییع او هزاران تن از مردم در خیابانهای باریک ریمینی زادگاه فلینی تابوت او را از پیازا تا به سینمایی که فلینی اولین فیلمش را در آن دیده بود همراهی کردند. این مراسم شایسته کارگردانی بود که یکی از بزرگترین هنرمندان و سینما گران ایتالیا و بلکه جهان است، کارگردانی به نام "فدریکو فلینی".
*******************
معرفی فیلم: زندگی شیریـن
La Dolce Vita
بازیگران: مارچلو ماستریانی- آنیتا اکبرگ
کارگردان: فدریکو فلینی
زمان : 175 دقیقه
ایتالیا-1959
*********************
مارچلو (ماستریانی )خبرنگاری است که چندان نتوانسته در کارش جدی عمل کند. او با زنهای ثروتمند رابطه برقرار می کند و چندان دنبال زندگی خانوادگی نیست؛ حتی به نامزدش هم سر نمی زند تا بجایی که نامزدش اقدام به خودکشی می کند،ولی مارچلو مانع می شود. ورود بازیگر بزرگ سیلویا(اکبرگ) به رم همه چیز را تغییر می دهد. اکنون مارچلو تنها خبرنگاری است که توانسته با سیلویا که زنی متاهل است رابطه برقرار کند و او را به توری در اطراف رم ببرد. حتی شبها را با سیلویا و دوستان مشهورش سر کند ...

سه فیلم اخیر فلینی: "زندگی شیرین"،" 8.5 "و "جولیتای ارواح"، دوره تکامل ادراک او از زندگی و به عبارت دیگر دوره و اماندگی او در برابر مسئله ی زندگی است، دوره ای که هر متفکری درنهایت بدان می رسد. بلافاصله قبل از زندگی شیرین فیلم "جاده" را داریم که نحوه ی بیان و پرداخت غیر مستقیمی از این مسئله داشت. نظیر آنچه از یک فیلمساز خوب و روشنفکر معمولی و تکامل نیافته می توان منتظر بود. با زندگی شیرین، فلینی سوال بزرگ خود (زندگی) را مستقیما مطرح کرده بدون آنکه توسل به بهانه ای، تمثیلی و حکایتی بجوید. در این فیلم نیز منحصرا باید گفت که قهرمان خود فلینی است. در سیمای یک روزنامه نگار در فضای خاص طبقه بالا، آنها که به زندگی شیرین مشغولند.
فلینی توانسته است، فضای تلخی و سردی را در این اثر خود به کمال زیبایی نشان دهد.سردی و تلخی که در بین آدمهای بیگانه از یکدیگر وجود دارد، آدمهایی که مجبور به زندگی با هم هستند. و برای فراموشی یکدیگر، به ظواهر و اجسام خود توسل می جویند، یعنی یک مرحله قبل از پرداخت به درون. موزیک زیبا و فیلمبرداری بسیار جذاب فیلم، از امتیازات برجسته آن است، در ضمن نمی توان از بازی زیبای ماسترویانی چشم پوشید.
