درایــــر و فیلم هایش :
تولد: 3 فوریه 1889
فوت : 20 مارس 1968
دانمارک
درایر نیز مانند هر هنرمند بزرگی به درونمایه های معدودی پرداخته است. که از میان ان ها "عشق" و "ایمان" با جلوه های گوناگون شان بیش ترین اهمیت را در مشغله های ذهنی اش دارند.
نمایش عشق و ایمان در کانون تعصب ، نمایش گر تضاد همیشگی او بـا "هر گونه تعصب" است.
1. بیوه ی کشیش(1920): داستان یک فارغ التحصیل مدرسه الهیات است. که در مسابقه ی موعظه گری برنده ی زندگی در یک روستا می شود؛ مکانی که او قصد دارد با نامزدش در انجا ازدواج کند، ولی
بر اساس قانون محلی او باید با بیوه ی کشیش قبلی ازدواج کند، که 77 سال دارد.کشیش نامزدش را به عنوان خواهرش به انجا می برد، و سعی در جلو انداختن مرگ پیرزن می کنند . تا اینکه ماجرای عشق آنها آشکار می شود، در ضمن می فهمند که این پیرزن هم مجبور بوده برای ازدواج با شوهر اولش منتظر مرگ بیوه ی قبلی باشد...
2. ارباب خانه(1925): بررسی موقعیت زن در کانون تعصبات خانوادگی است. این فیلم ، به بررسی رفتار مستبدانه ی یک مهندس با اعضای خانواده اش می پردازد.این خشونت باعث نابسامانی موقعیت روحی افراد خانواده شده است. اینجاست که زن با تنها گذاشتن شوهر سعی در اصلاح رفتار او دارد...
3. مصایب ژاندارک(1928): بررسی موقعیت زن در کانون تعصبات مذهبی درون مایه ی ای فیلم است. ژان محاکمه می شود، چون عشق و ایمان او از نظر کلیسا جادویی است و نه یک عشق الهی. درایر به شکلی گذرا اشاره کرده است که ژان را کلیسا به عنوان بدعت گذار در دین نمی سوزاند، بلکه آنها از انجایی که خود را تنها مرجع دین می دانند ابتدا او را به عنوان بدعت گذار طرد و سپس تحت اختیارات حکومتی، او را می سوزانند.
4. روز خشم(1943): در این فیلم درایر مسئله ی عشق، گناه و تعصب را مطرح می کند. داستان در قرن هفدهم می گذرد که جادوگران را در آتش می سوزاندند.آبسالون کشیشی است که همراه مادر و همسر جوانش –آن-زندگی می کند. مادر آن هم جادوگر بوده و کشیش این موضوع را پنهان کرده بود، در این بین مارتین فرزند آبسالون از همسر سابقش به خانواده بر می گردد، کم کم مارتین و آن عاشق هم می شوند، از طرفی آن دچار تردید می شود که او هم قدرت جادوی مادرش را به ارث برده است. در پایان او با بی رحمی عشق خود و مارتین را به آبسالون می گوید ، آبسالون می میرد.آن را نیز به جرم قتل آبسالون محاکمه می کنند،مارتین هم او را تنها می گذارد.در پایان او که عشق خود را از دست رفته می بیند ، به جادوگری اعتراف کرده و در آتش سوزانده می شود.
5. اردت(1945): طرح ایمان و عشق و یا به تعبیر خود درایر، عشق الهی و عشق زمینی در کنار هم، عمده ترین ویژگی این فیلم است. در ناحیه ای دور افتاده در دانمارک ، پدر سخت گیر(بورگن) سه پسر، از ازدواج یکی از آنان(آنرس) با دختر مردی که با او اختلاف مذهبی دارد، خشنود نیست و با ان مخالفت می کند.وقتی همسر پسر دیگرش(میکل)در حین زایمان می میرد،سومین پسرش(یوهانس) که به شدت مذهبی است دعا می کند که خدا به همسر برادرش حیاتی دوباره ببخشد، در آخر معجزه اتفاق می افتد و زن زنده می شود.
6. گرترود(1968): فیلمی دیگر درباره ی شخصیت زنان است. گرترود، زنی سخت معتقد به آزادی عقیده است ،مطالعه ی ادبیات و فلسفه را دوست دارد و از مردانی که به او ابراز علاقه می کند می گریزد؛زیرا آنها را دوست ندارد، او شوهری دارد ولی با این حال شوهر نمی تواند پاسخگوی نیازهای او باشد، ولی با این حال زندگی راحت و مرفه ای دارد.شاعری(لیندمان) عاشق او می شود ولی گرترود او را پس می زند.سرانجام او عاشق می شود عاشق یک موسییقیدان ، ولی آن مرد به او می گوید زندگی اش در گرو زن دیگری است. گرترود شکست خورده در عشق ترک وطن می کند و در پاریس در تنهایی به شعر گفتن می پردازد، شعرهایی که نشانه ی موفقیت و نگاه او به عالم است.
و در پایان:
آنچه در فیلمهای درایر مهم است ، تلاش برای فردیت یافتن است.عشق و ایمان در آثار درایر این را برای شخص حاصل می کند.
* درایر یه فیلم دیگه داره که در مقوله ی بالا جای نمی گیره ، ولی به هر حال در نوع خود شاهکاره .
Vampyr (1932) - horror - Franch/German

